چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه امدوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۱۹ ساعت 20:23 توسط
|
به نام حق